می خواهم از «تو» بنویسم
برای شادی های پنهانی ات
که سیاه سرش کردند...
برای زنانه های شعرهایت
که سانسور شدند...
برای خنده هایت
که حکم شرعی دادند حرام است!
برای دلتنگی هایت
که با هیچ خلوتی باز نشد...
برای لباس های رنگارنگت
که در کمد خانه دفن شدند...
برای موهای معطرت
که خشکسالی را
اختلاس را
کمبود علوفه را
به آن نسبت دادند!
برای عاشق شدنت
که هیچ قانونی تصویبش نکرد...
برای معاینه های نجابتت!
و نمی دانند
نمی فهمند شکنجه ای ست
که روح تو را
تکه
تکه کرده است...
برای دردهایی که می کشی
وقتی میگویند
نجابت تو
حفاظ مردان سرزمین من است....
برای خودم
برای تو
که سر به زیر تمام می شویم....
لیـــلا نجفی
پی نبشت:
روز دختر