مُجازی

هر وقت که بخواهی

پایت را در خیال من بگذاری

و شعر تعارفم کنی،

اینجا همیشه ساعت

به وقت «دوست داشتن» است

و صدای تو

زنگ دلنشین تفریح!


بعضی صداها لهجه ی غریبی دارند

اما فرکانس لب های تو نه!

طوری شاعرانه در من می پاشند

که گونه هایم

شکوفه می زنند! 


وقتی

با آن صدای چهار فصل ات

در خیال پنجره ی اتاق

منتشر می شوی

خستگی دیوارها می ریزد

و تمام تنم

جاری می شود

لابه لای دست هایت...

 

لیلا نجفی