بی تو من آسمانی خالی ام

با ابرهایی رنگ پریده و خاموش،

با غباری از مِه و رنج

گرفته و بی روح...

تو اگر ستاره ام شوی می شوم نشان راه

می شوم غرق دعا

می شوم پر از زمزمه و راز و نیاز

*

بی تو  گم شده ام در تاریکی و وهم

مثل باغی سرد و دلگیر که فراموش شده در یاد

نه از شاخه خبریست نه از رنگ

نه از سیب نه از یاس....

تو اگر بهار من شوی ، می شوم جوانه ای سپید

می شوم پر از امید

پر از برکه و رود

پر از سایه و برگ

*

بی تو کور زادی ام در آرزوی نور و رنگ  

که بی رمق و فسرده از انتظار، گوش سپرده به دور های دور

تو اگر دو چشم من شوی ، می شوم راوی ِ چشم  ناز تو

می شوم خاکبوس قطره قطره ی نگاه تو

با تو می رسم به هر چه هست

با تو می رسم به نور

با تو می رسم به تو....