توقع زیادیست از ساعت های پر حوصله که کمی آهسته تر از خیال من و تو بگذرند....؟!!

یا کمی مرا و تو را به حال بوسه و سکوت وارهانند و کاری به کار انتهای نگاه  ما نداشته باشند....؟!!

گفتی آغوش ناتمامم را به نظاره بنشین....بیا و ببین سرانجام ِ بی سرانجام ِ این قلم دلتنگ را!!!

اما تو خوب می دانی من به رد خیال تو در شعرهایم عادت کردم....!!!