کاش ساعت ها از کار می افتادند.....
توقع زیادیست از ساعت های پر حوصله که کمی آهسته تر از خیال من و تو بگذرند....؟!!
یا کمی مرا و تو را به حال بوسه و سکوت وارهانند و کاری به کار انتهای نگاه ما نداشته باشند....؟!!

گفتی آغوش ناتمامم را به نظاره بنشین....بیا و ببین سرانجام ِ بی سرانجام ِ این قلم دلتنگ را!!!
اما تو خوب می دانی من به رد خیال تو در شعرهایم عادت کردم....!!!
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:9 توسط لیلا نجفی
|