به نام تومی نویسم

دل خوش کرده ام به کاش های نرسیده
و بخت من کال ِ کال
در خط به خط درهم سرنوشت ، شعر جوانه می زند....
با آه ، میان هجای خیس آسمان قد می کشم
و نرسیده به سلام و دردهای ورم کرده ی باران
در خلق یک بغض خسته
ماهر تر از لیلا و طعم پاییزی ِ یک ابر می شوم...
ریشه هایم را می بینی؟
پر از انتظار
در خاطره ی بی شمار ورق های سپید سر می کشند!
کاش به سایه ام فکر کنی
به قافیه های سبز و غریب
به برگ های بی قرار...به شعرهای بی فصل و ردیف
که مُهر هزار ساله ی انتظار را به دوش می کشند...
آفتاب ندیده ات سهم تشنگی و ای کاش های من شده است
حداقل ...کوزه ای خاطره بردار و بیا........

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر ۱۳۹۱ ساعت 12:11 توسط لیلا نجفی
|