من...او...هر دو آواره
لیلا...
در آخرین فصل تبسم و ترانه ای !
امتداد پنجره را
برای ورود آواره ترین تقدیر ، با آب و غزل بشوی
با افسون ترین قافیه ها
نبض درد ثانیه ها را بشمار
عمیق ترین بغض ها را بکاو
و برای ناسروده های صبور
هزاران هجای بی فریــــــــاد را، از سر بگیر...

قاصدک ها میروند از چشم من......ای خدا با من بگو کو سهم من؟! (ل-ن)
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 0:46 توسط لیلا نجفی
|