شمشیرها ،اساطیر شرور ِ شعر و حادثه اند...سال هاست زبان خاموش اشک را،  تکلم می کنند....!

ششیرها ،تقدس آیه های نیمه ی پاییز مرا تحریف می کنند....سیبهای شهریوری ام را سر می بُرند....!

شمشیرها،آرامش آیینه ها را خوب نمی فهمند...چکاچک بوسه های زخمی را،عجیب دوست دارند...!

شمشیرها ، مثنوی های غمگین میخوانند...وقتی در چهره ی بغض "ها" می کنند، طعم آه  می گیرند...!

شمشیرها ،سمت چپ غریب ترین طپش های ما را دوست دارند...

شمشیرها ،خلوت های  زخمی ِ تنهایی را، بین تو و من، مساوی تقسیم می کنند.....!!!