برای خودم و خودت...
سلام که کردیم
اتفاق خوب دیدارهای کوتاهمان زود گذشت...
حالا دیگر وقت رفتن است
و اتفاق خوب دلتنگی مهمان نبودن همیشگی مان!
نمی گویم خوب، که گریه کنی و من نبینم تو را
نمی گویم خوب، که بخندم و تو نبینی مرا
خوب است... چون وقتی می روم ثانیه های بودنمان را متوقف نمی کنم
کوچه های به هم رسیدنمان را گم نمی کنم
قصه های خاموش چشمهایمان را از یاد نمی برم
خوب خواهد ماند اگر باورم کنی که دلتنگم
خوب خواهد ماند اگر باورت کنم که دلتنگی برایم...
...
خداحافظ... اولین بوسه های بی اختیار
خداحافظ ...همنوازی ِ من و تو و باد و برگ های بی قرار
خداحافظ... عصر قشنگ صمیمی، کوچه های آشتی کنان دلواپس
خداحافظ... جای ِ خالی ِ بعد از من ِغریب
خداحافظ... عزیز ِهنوز همیشه ی هم
خداحافظ...
...لیلا...۲۱/۵/۹۰
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 15:12 توسط لیلا نجفی
|