در این همه شنبه ی کبود


که بر پیشانی هفته های دردناک ِ لعنتی نشسته است

تقویم های پیشرفته

همه ی روزهایمان را به خون نوشته اند....

روز نیزه های دور بُرد

روز رقص چاقوهای متمدن   

روز سلاخی های آیینی....

یا رژه ی وحشی های فشنگ به دوش

در صفحه ی هراسناک بربریت مدرن

که  تکه پاره های انسان رابه دندان می کشند!....

در این همه شنبه ی کبود

استخراج ثروت سیاه

میان استخوانهای لهیده ی شرافت نقب زد!

این روزها

دریچه های زمین به گنداب خون رسیده

و سقف سیمانی دهکدهای جهانی

کیلومترهاست

بر پیکر نحیف آزادی آوار شده است!....

حالـــا فهمیده ایم

دراین همه شنبه

که بر صفحه شرمناک تقویم ها تکرار می شود

چرا تو هنوز

 جمعه های طولانی ات را

با ساعت های زمینی ما کوک نکرده ای!.......