منم و

آسمان و

کوچه باغی پر از شکوفه های سیب

و راهی که یاد قدم های تو را در خود دارد...

در مسیر خاطره هایت عطر یاس و بابونه می وزد

و هنوز دست هایم

 گرمی لحظه ی دیدارت را احساس می کند

چه زیبا آن لحظه که ما سخنی نمی گفتیم ...

به هم چشم دوخته بودیم

و قلب هایمان قرار عاشقانه ی فردا را می گذاشت


...لیلا...