نیمه ام باش
دلم...
لحظه ی گفتن چیزی برای تو گنگ می شود
دستم...
وقت نوشتن حرف هایم به تو کز کز می کند
و پاهای بی رمقم...
به دنبال خاطره های خوب تو لنگ می زند
بیا...
مثل بهار سردی تنم را به آغوش بگیر
و دلم را...
برای گفتن "دوست دارمت" گرم کن
دست هایم را...
بگیر و با اشک ها دلتنگی ام را تکرار کن
با من بمان و...
همراه قدم هایم تا جای ِ قرار بوسه پرواز کن
اصلا بیا ...
نیمه ام باش و شعرهایم را با نام خودت تمام کن
...لیلا...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 20:25 توسط لیلا نجفی