آزادت می کنم...
ببخش جان ِ دل ،مرا
مدتی است در خودم مشغولم
تو را می بینم اما
نمی توانم چیزی بگویم برایت...
ببخش این دل مخدوش را
مدتی راحتش بگذار برو
شاید...
در این شکستگی
تکه ای از خودم بیابم
که خود ِ خودم باشد!
خدا را چه دیدی؟
شاید بعد ازین
تو را به خودت بخشیدم و
از دلم آزادت کردم....
...لیلا...
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 10:17 توسط لیلا نجفی
|